/ 6 نظر / 5 بازدید
پسرک و دخترک پاییز

خوب است بدانیم که گاهی آنچه می کشیم درد بی او بودن نیست تاوان با او بودن است

پسرک و دخترک پاییز

در حوالی این دنیا نه صادق، به زندگی هدایت شد نه فروغ، از ناامیدی به امید رسید و نه سهراب قایقی ساخت تا به شهر رویاهایش رسد قلم و کاغذ کارشان بازی ست با ذهن تا روزمان را به شب و ماهش دلخوش کنند کودکم کودک بمان، دنیا بزرگت می کند بره باشی یا نباشی، گرگ، گرگت می کند کودکم کودک بمان، دنیا مداد رنگی ست بهترین نقاش باشی، باز رنگت می کنند کودکم کودک بمان، دنیا دلت را می زند سخت بی رحم است، می دانم که سنگت می کند خوشبخت باشید همان باشید که می خواهید اگر دیگران آن را دوست ندارند بگذارید دوست نداشته باشند ...

پسرک و دخترک پاییز

ﺩﺭﺩ ﯾﻌﻨـﯽ ﺍﻣﺸﺒﻢ ﻣﺜﻞ ﺷﺒﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـﯽ ﺁﻫنگ ﺑﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑﺎﺯﻡ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ به ﺍﯾﻨﮑﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره به ﺍﯾﻨﮑﻪ چقدر باهم دعوا کردیم و آشتی کردیم به ﺍﯾﻨﮑﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی ﻭ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎص ﭘﺲ ﺑـﺪن

پسرک و دخترک پاییز

دستهایت را بی بهانه به من بسپار روی یک ریل با من همقدم شو تو آن سو من این سو میخواهم عاشقانه تا انتهای ریل با تو باشم میدانم یک ریل همیشه یک خط موازیست میدانم تقاطع ندارد میدانم جفت شدنی در کار نیست من فقط به این دلخوشم که قراراست به موازات تو قدم بردارم

پسرک و دخترک پاییز

خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم بارانی بفرست چتر گناه را دور انداخته ام

پسرک و دخترک پاییز

میخواهم بدهم دنیا را تنگ کنند به اندازه آغوش تو تا وقتی به آغوشت می رسم بدانم همه دنیا از آن من است